نویسندگان
چکیده
این مقاله به بررسی انتقادی نسبت دو مفهوم «تربیت» و «آموزش» و همچنین کاربست آن در سیاستگذاریهای تربیتی میپردازد. از آنجا که تربیت و آموزش دو مفهوم پرکاربرد هستند، این تحقیق بر لزوم هماهنگی و تلفیق این دو مفهوم در طراحی سیاستها تأکید دارد. مقاله بهطور خاص به چالشهای نظری و عملی در تفکیک و ادغام این دو مفهوم در سیاستهای تربیتی میپردازد و نقدهایی اجتماعی و فرهنگی را نیز مطرح میکند. روش پژوهش، کیفی با رویکرد تحلیلی-انتقادی است و دادهها به شیوه مطالعه کتابخانهای و مرور نظاممند ادبیات گردآوری شدهاند. منابع مورد استفاده شامل کتب علمی، مقالات تخصصی، گزارشهای رسمی و اسناد سیاستی هستند که بهصورت هدفمند و بر اساس ارتباط مستقیم با موضوع انتخاب گردیدند. دادههای حاصل از این فرایند، در قالب مقایسه تطبیقی و تحلیل مفهومی، مبنای بحثها و نقدهای ارائهشده در مقاله قرار گرفت. یافتههای این مطالعه به پیوند ناگسستنی میان تربیت و آموزش اشاره دارد که برای تحقق اهداف تربیتی و آموزشی یک جامعه ضروری است. همچنین، مشکلات عملی مانند کمبود منابع انسانی و مالی، ضعف در ساختارهای اجرایی و چالشهای نظری در تعریف این مفاهیم مورد بررسی قرار گرفتهاند. در نهایت، این مقاله با هدف ارتقاء کیفیت آموزش و تربیت در جوامع مختلف، به لزوم بهبود سیاستهای تربیتی تأکید دارد و پیشنهاد میکند که تغییرات اساسی در فرآیندهای اجرایی و ارزیابی در جهت پاسخگویی به نیازهای جامعه انجام شود. همچنین، به سیاستگذاران توصیه میشود که رویکردهای جامع و مشارکتی را در طراحی و اجرای سیاستهای تربیتی در نظر بگیرند و منابع مالی و انسانی کافی برای سیستم آموزشی فراهم کنند.
کلیدواژهها